انسان و محیط

گروه آموزشي جغرافيا ـ اهر

جغرافیا

جغرافیا؟سال ها پیش برای دانش آموزان خود در دوره راهنمایی کتابچه ای در « درس جغرافیا » تهیه کرده بودم و مقدمه آن در باب الفبای جغرافیا بود:

سه قرن پيش از ميلاد جغرافيا به معني توصيف زمين در يونان به كار گرفته شد.برخي هومر شاعر يوناني قرن چهارم قبل از ميلاد را به دليل توصيف طبيعت در اشعارش اولين جغرافيدان مي دانند. و عده اي هردوت مورخ يوناني ( 480 قبل از ميلاد ) را به دليل ارائه ي ويژگي هاي جغرافيايي كشور ها در آثار تاريخي اش اولين جغرافيدان مي دانند. اما كسي كه اولين بار موضوع توصيف زمين را در آثارش به كار گرفت اراتوستن يوناني بود كه اولين نقشه از زمين را نيز او ترسيم كرد.

حدود 2300 سال پيش ارتوستن ( Eratosthenes  ) دانشمند بزرگ يوناني براي اول بار واژه ي جغرافيا  (Geography  ) را به كار برد.او جغرافيا را  (( مطالعه ي زمين به عنوان جايگاه انسان  )) تعريف كرد.

يك تعريف ساده و روشن از جغرافيا به اين شكل است. جغرافيا علم روابط متقابل انسان و محيط است. كه چنين تعريفي را گريفيت تيلور ( Griffith Taylor  ) اين گونه بيان كرده است.  جغرافيا علم روابط متقابل ( انسان و طبيعت ) است.و نيز ((جغرافيا مطالعه ي روابط متقابل بين انسان ومحيط است به منظور بهينه سازي زندگي انسان ))

از جغرافيا تعاريف متعددي ( 32 تعريف ) شده است. كه دو واژه انسان و طبيعت قابل توجه است.و درنتيجه هر گاه كلمه جغرافيا را مي شنويم . دو كلمه ي انسان و محيط در ذهن مجسم مي شود. همان طور كه گفته شد .واژه ي جغرافي را نخست اراتوستن به كار برد . كه ريشه ي يوناني دارد  Geography – Geo- ژئو به معني زمين است. و graphy  به معني ترسيم  .پس ژئو گرافي ( ترسيم زمين ) همان جغرافيا است كه بيان مي كنيم.

شايد ابتدا پرسش مردم كجا زندگي ميكنند ؟ پرسش اساسي بود اما ديگر امروز براي جغرافيا اين پرسش به تنهايي كامل و كافي نيست و پرسش اساسي ديگر ي نيز مطرح مي شود. مردم چگونه زندگي مي كنند.در پرسش اول كلمه ي كجا به مكان هاي موجود در سطح زمين كه مردم براي زندگي خود بر مي گزينند اطلاق مي شود. در كلمه ي زندگي نيز پراكندگي و تراكم مردم مورد تاكيد است. در پرسش دوم كه عنوان مي شود مردم چگونه زندگي مي كنند. عوامل فضا و زمان نهفته است.

در اين طبيعت است كه هر آن چه زندگي انسان را تحت تاثير قرار دهد جغرافيايي است. زلزله و آتش فشان منشا درون زميني دارند . وبه نظر مي رسد كه در علم زمين شناسي مورد مطالعه است. اما اين پديده ها سطح زمين را و زندگي انسان را تحت تاثير قرار مي دهند. پس در علم جغرافيا هم مطالعه مي شوند.

حسين شكويي استاد برجسته ي جغرافيا مي گويد: هر چيزي راكه بتوانيم روي نقشه پياده بكنيم جغرافيايي است. اين جغرافيدان كه اولين شروع كننده ي فلسفه ي جغرافيادر ايران است. وآثار ارزشمندي در اين زمينه دارد تعريفي از جغرافيا ارائه داده است. (( جغرافيا پراكندگي , افتراق و باز ساخت مكاني – فضايي پديده ها را در ارتباط با ساختار اجتماعي – اقتصادي تبيين مي كند. ))  و از نظر او رابطه انسان و محيط به سادگي و بدون واسطه نيست .و بين انسان و محيط ميانجي و واسطه ايجاد شده و اين رابطه را متاثر مي كند. مثل حكومت , مذهب و ….

در نتيجه در رابطه انسان و محيط واسطه ها و عوامل مداخله كننده ي بسياري نقش ايفا مي كنند . و رابطه ي انسان و محيط راروز به روزپيچيده تر مي سازند.

علوم جغرافيا امروز شاخه ها و گرايش هاي بسياري دارد. و اين نشان از زواياي تخصصي بسيار و كاربرد هاي زياد جغرافيا دارد. جغرافياي سياسي , جغرافياي طبيعي , جغرافياي شهري , جغرافياي روستايي , جغرافياي كشاورزي , جغرافياي پزشكي و………. و هر يك گاه گرايش هايي دارد. جغرافياي مرض آنفلو آنزا  و مطالعات و يافته هاي ارزشمند آن ( چرا مرض آنفلو آنزا در هند چشمگير است ؟ اما به مرز ايران كه مي رسد متوقف مي شود. و…) به عنوان نمونه مي توان گفت : در كشور امريكا 32 شاخه ي دكترا ي جغرافيا وجود دارد. و اهميت جغرافيا امروز بيش از پيش روشن گشته است . و به ويژه كشور هاي توسعه يافته در اين علم تلاش ها ي بسياري دارند. و البته اهميت زيادي نيز به علوم جغرافيا و آموزش آن قائل هستند. باز به عنوان نمونه : در كشور آمريكا مجله ي جغرافيا براي بچه ها هر هفته منتشر مي شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 1:23  توسط جعفر خضوعی  |